شبی اگر به تصادف تو را به دست آرم
تو را رها نکنم تا به بند و بُست آرَم
اگر ز خواهش و اصرار عقد در گذری
من ای وجیه به وجهی تو را به دست آرم
به دامنم ننشینی، بیا برم بنشین
کنار خویش تو را ور نه در نشست آرم
مرا به زاویه، انواع زینت آلات است
ز روی میل برای تو هر چه هست آرم
دهم برای دگرگونی تو، ای باهوش
شراب هوش رُبا تا به حال مست آرم
پَرَستَمَت به خدا، گر انیس من باشی
تو را به برکه زرنگی، به ناز شست آرم
شَوَم چو سَروِ چمن سربلند در انظار
سر رقیب (جلالی) اگر که پَست آرم
یزد ـ ۱۳۹۴/۰۴/۰۸
