Menu

سَر گرانی

 

 

از چه در بزم ز من روی نهان می کردی
سر گِران بودی و من را نگران می کردی

 

از چه بودی پَکَر و دلزده از دیدارم
بر دو ابرو گره و دیده گران می کردی

 

به گمانم که حساب تو نبوده ست درست
به غلط آنچه که از پیش گمان می کردی

 

کیست این تازه رقیبی که شنیدم با شوق
با یکی، خنده کنان صحبت آن می کردی

 

کاش از من گله ای گر بودت، با خود من
نه به هر عمرو و به هر زید بیان می کردی

 

یا که ایکاش برای خوشی خویش، نه من
هر چه را خیر و صلاحست همان می کردی

 

بر تو می تافت چو مه بارقه خوشبختی
در بر من اگر از مهر مکان می کردی

 

با (جلالی) اَگَرَت بود سر صلح و صفا
عمر طی با من و در امن و امان می کردی

 

یزد ـ ۱۳۹۴/۰۵/۰۶

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *