Menu

به خود آی

 

 

گَرَت هواست که از دهر کشف راز کُنی
ضرورت است که لب بسته، گوش باز کُنی

 

سجود و ذکر تشهد رواست بر تو رسول
که خود رسولی و باید بر او نماز کُنی

 

یک است آیتِ آن کس که گفت: کن، فیکون
چه حاجت است جز این گفته: نغمه ساز کُنی

 

به گوش گیر که گردت ندای وحی پر است
چرا نمی شنوی؟ تکیه بر مجاز کُنی

 

کلام آخر منصور را به یادآور
تو را ز شُبهه رهاند اگر نیاز کُنی

 

خداشناسی اگر شرح در انا الحق بین
سزد که گوش بر آواز دلنواز کُنی

 

خود آی و گر به خود آیی، خدای در دل تُست
مباد روی (جلالی) سوی حجاز کنی

 

یزد ـ ۱۳۹۴/۰۵/۳۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *