گَرَت هواست که از دهر کشف راز کُنی
ضرورت است که لب بسته، گوش باز کُنی
سجود و ذکر تشهد رواست بر تو رسول
که خود رسولی و باید بر او نماز کُنی
یک است آیتِ آن کس که گفت: کن، فیکون
چه حاجت است جز این گفته: نغمه ساز کُنی
به گوش گیر که گردت ندای وحی پر است
چرا نمی شنوی؟ تکیه بر مجاز کُنی
کلام آخر منصور را به یادآور
تو را ز شُبهه رهاند اگر نیاز کُنی
خداشناسی اگر شرح در انا الحق بین
سزد که گوش بر آواز دلنواز کُنی
خود آی و گر به خود آیی، خدای در دل تُست
مباد روی (جلالی) سوی حجاز کنی
یزد ـ ۱۳۹۴/۰۵/۳۱
