Menu

تا چند! تا کِی!

 

 

محراب کمانی و به ابروی تو ماند
مه در شب مهتاب چنان روی تو ماند

 

تصویر خیالم که بود تیره و تاریک
در آینه ذهن، چنان موی تو ماند

 

این تَنگی تُنگ می و این باده گلرنگ
در دیده چنان لعل سخنگوی تو ماند

 

برتر به چمن نرگس گلزار ز عطر است
بیمار چو چشمان تو و بوی تو ماند

 

بسته است غم و درد فراق تو در دل
مانند در بسته مشکوی تو ماند

 

در کوی تو پیوسته مقیم است رقیبم
این ثانی حیوان چو سگ کوی تو ماند

 

تا کی به امید نگهی خیره دو چشمم
بر صورت تصویر تو و سوی تو ماند

 

تا چند کند شکوه ز جور تو (جلالی)
چشمش نگران بر در مشکوی تو ماند

 

یزد ـ ۱۳۹۴/۰۷/۱۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *