اگر برای پدر احترام باید و نیست
برای آنکه پسر، خوش مرام باید و نیست
دگر به موقع دیدار، در دهان پسر
به مادر و پدر خود سلام باید و نیست
به بی ادب نظر مرحمت نباید و هست
ادیب جامعه را لطف عام باید و نیست
بُوَد به زیر سر حقه باز بالش پر
به گور زیر سرش خشت خام باید و نیست
به کارگاه هنر شمع جمع خاموشَست
به خاک راه هنر جای گام باید و نیست
ز عشق عاشق صادق دگر نمانده اثر
به گرد گَردَن شهوت لگام باید و نیست
خِرَد پژوه بُوَد نا امید و گوشه کنار
میان اهل خرد اهتمام باید و نیست
بَرَد زیاد (جلالی) شراب آنان را
فغان و آه که در دست جام باید و نیست
یزد ـ ۱۳۹۴/۰۹/۰۳
