Menu

باید و نیست

 

 

اگر برای پدر احترام باید و نیست
برای آنکه پسر، خوش مرام باید و نیست

 

دگر به موقع دیدار، در دهان پسر
به مادر و پدر خود سلام باید و نیست

 

به بی ادب نظر مرحمت نباید و هست
ادیب جامعه را لطف عام باید و نیست

 

بُوَد به زیر سر حقه باز بالش پر
به گور زیر سرش خشت خام باید و نیست

 

به کارگاه هنر شمع جمع خاموشَست
به خاک راه هنر جای گام باید و نیست

 

ز عشق عاشق صادق دگر نمانده اثر
به گرد گَردَن شهوت لگام باید و نیست

 

خِرَد پژوه بُوَد نا امید و گوشه کنار
میان اهل خرد اهتمام باید و نیست

 

بَرَد زیاد (جلالی) شراب آنان را
فغان و آه که در دست جام باید و نیست

 

یزد ـ ۱۳۹۴/۰۹/۰۳

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *