Menu

تیر معشوق

 

در خانه ما پای نه، ای خانه برانداز
کن روشنم و سایه لطفم به سر انداز

 

ترکم مکن و با قلم سرخ ندامت
یک ضربدری روی بلیط سفر انداز

 

میلت به من ار هست یکی پاسخ آری
جای نه، از آن لعل گهربار در انداز

 

چون نَفی بیان تو بود تلخ به کامم
با گفتن آری به دهانم شکر انداز

 

با گرمی گفتار بر این سردی رفتار
سرپوش نه و آتش دل از شرر انداز

 

سر راست نگهدار و نگاهی ز سر مهر
هنگام ملاقات بر این چشم تر انداز

 

گر در پی رنجاندن این عاشق زاری
زین نقش غلط بگذر و طرحی دگر انداز

 

معشوق گر از قهر زند تیر (جلالی)
در پاش سر انداز و ز دستت سپر انداز

 

یزد ـ ۱۳۹۴/۰۹/۰۳

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *