بخوان فدای صدایت شوم قناری من
که گنگ گشته نخواند خروس لاری من
بخوان مگر که شود شاد دل که در یک عمر
نکرد یاری من کس ز بد بیاری من
بخوان که ز آینه دل غبار تنهایی
برد هر آینه با درد بی قراری من
بخوان که با تو بخوانم سرود ای ایران
بس است نوحه شنیدن بس است زاری من
دلم ز تیغ ستم، خورده زخم کاری و حال
بود صدای تو، مرهم به زخم کاری من
شود از این جریانات چهچه ات از چشم
روان به چهره ام از شوق اشک جاری من
شده ست گرچه (جلالی) ز دیگران نومید
سرود تست نشان امیدواری من
یزد ـ ۱۳۹۴/۰۹/۱۳
