رفتی و دلم گرفته، از غم
برگرد که سر بریم با هم
دل گرم نمی شود ز سردیت
مهرت نشود ز دوریت کم
از دیده، شبانه روز باشد
تر چهره ز اشک و زیر شبنم
پیشم نبود کسی و پشتم
از محنت بی کسی بود خم
باز آی که بشنوی ز سازم
آهنگ نشاط زیر و از بم
بینی چه کشم ز بی وفائیت
وز سینه پر شرار هر دم
باز آی که بنگری (جلالی)
بگرفته ز غم عزا و ماتم
یزد ـ ۱۳۹۴/۰۹/۲۹
