Menu

پیری و گمنامی

 

 

پیری بَرَد مرا، به روی پا نَمی بَرَد
از پله زمانه به بالا نَمی بَرَد

 

پائی که داشت جا به سَرِ کوه یار حال
از خانه سوی میکده ما را نَمی بَرَد

 

آن شور و شوق و شهرت ما را زمانه بُرد
نامی در این زمان کسی از ما نَمی بَرَد

 

سیلاب سویِ بحر بَرَد خاکِ نَرم را
سنگ بزرگ را سوی دریا نَمی بَرَد

 

ورد زبان دختر کی بود نام ما
ما را زیاد برده و حالا نَمی بَرَد

 

یا، گر برد به حالت تصغیر می برد
بی حرف کافِ آخر و تنها نَمی بَرَد

 

مالی اگر تُراست به انفاق خرج کُن
کس گاه مرگ مال ز دنیا نَمی بَرَد

 

جاوید نام حضرت یوسف بُوَد کسی
با ذکر خیر نام زلیخا نَمی بَرَد

 

پیری رسیده است (جلالی) به هوش باش
نام لَئیم را کسی اَصلا نَمی بَرَد

 

یزد ـ ۱۳۹۴/۱۰/۰۳

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *