صد چشم به راه تو، به دنبال تو باشد
کاوشگر و پرسشگر احوال تو باشد
روز چو شب تیره این چشم به راهان
صد بار سیه فام تر از خال تو باشد
هر مردم چشمی که ره از چه نشناسد
در چاه زنخدان تو در چال تو باشد
حال من دلباخته چون مردم دیده ست
چشم دل من دوخته بر حال تو باشد
در آتش هجران تو در سوز و گداز است
هر عاشق و این غایت آمال تو باشد
بر شکوه، زبان، عاشق زارت نکند باز
محو گل رخسار تو و لال تو باشد
کنج قفس هجر تو بسته ست مرا بال
خواهم ز خدا باز پر و بال تو باشد
می باشی اگر مال من و پیش من از مال
هر چیز که دارم همه اش مال تو باشد
راضی نِئی از عشق و ز امیال (جلالی)
امید خدا راضی از اعمال تو باشد
یزد ـ ۱۳۹۴/۱۰/۰۵
