Menu

وصال دوست

 

 

ابر غم تاریک سازد روزن امید را
سایه آن سرد سازد گرمی خورشید را

 

لذت دیدار یاران دیده را بخشد توان
دوری آنان به تنگ آرد امید دید را

 

دل شود امیدوار و روشن از پیغام دوست
دور سازد از سر دل سایه تردید را

 

سوز تنهائی زداید یک پیام از دل عزا
از نگار از دور و آرد باز بر دل عید را

 

بعد دیدار این دو چشم خیره باشد بر رخش
هر شب و دیگر نه بیند زهره و ناهید را

 

بعد از این دیگر نخواهم رفت سوی باغ و راغ
پای او مانم، نمایم ترک پای بید را

 

گر وصال دوست دست آید (جلالی) می کند
شکر یزدان را و یابد دولت جاوید را

 

یزد ـ ۱۳۹۴/۱۰/۱۸

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *