Menu

عقل و احساس

 

 

دل اگر با آتش احساس هم بازی بُوَد
پیش پای عقل در کار سراندازی بُوَد

 

عقل هم گر از تف احساس باشد گرم دل
در عمل با جهل در کار هم آوازی بُوَد

 

جاهل از جهلش سرافکنده ست پیش عمرو زید
عقل عاقل مایه فخر و سرافرازی بُوَد

 

عشوه طناز پیش کور نبود کارساز
گرمی آواز و لحن ناز طنازی بُوَد

 

دلبری گر بی تفاوت بود، ترکش واجب است
طرد او از خانه دل، خانه پردازی بُوَد

 

پاسخ سنگین دلان را پشت گوش انداختن
پیش دستی کردن و نوعی سبکتازی بُوَد

 

زورمندی لازم آید نیز گاهی با بَدان
این: (جلالی) شیوه ای از بَد براندازی بُوَد

 

یزد ـ ۱۳۹۵/۱۱/۲۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *