نگردانند تنها عامیان بر گِردِ سر ما را
عوام الناس کالانعام، گردانند دنیا را
خور و خواب است کار این عوامان روزها، هرگز
نمی بیند دو چشم کور ایشان روز فردا را
خواص از معرفت چشمِ خِرَد دارند بر خالق
به چشم بسته و در زیر، می بینند بالا را
ز پتک درک عارف کوه گردد کاه و بشکافد
کلنگ معرفت چون موم سازد سنگ خارا را
طواف کعبه با پیک خرد، خیل خردمندان
کنند و نیست لازم طی نمودن دشت و صحرا را
به فیض نور و نعمت دست می یابند محرومان
اگر بیرون نهند از حجره تاریک غم پا را
(جلالی) در به روی غم ببند از پشت تنگاتنگ
پس آنگه باز کن با شور و شادی تُنگ مینا را
یزد ـ ۱۳۹۵/۱۱/۲۱
