ای گل به یاد روی و به بوی تو زنده ایم
در آرزوی دیدن روی تو زنده ایم
ما را یکی ز دُرد کشانت حساب کن
با بذل باده ای ز سبوی تو زنده ایم
کار خدا و رغم رقیب است این که ما
از کوری دو چشم عدوی تو زنده ایم
بر روی گل فُتاده چو ماهی و آب وصل
باز آید اَر ز راه به جوی تو زنده ایم
زانوی غم به سینه و بر دوش بُردِ بَرد
باشد نفس هنوز و به کوی تو زنده ایم
درز شکاف باز گلیم محبت است
پاگیر و در امید رفوی تو زنده ایم
امید جانفزا و بر این باوریم تا
چشم (جلالی) است به سوی تو زنده ایم
یزد ـ ۱۳۹۴/۱۱/۰۵
