Menu

خطای دل

 

 

اگرچه هست خیال تو لابلای دلم
شده ست بار غم دوریت بلای دلم

 

به یاد تست دل بی قرار من شب و روز
شبانه روز بود کار من دعای دلم

 

گرفته حال دلم را نبودنت با من
بیا که باز چو رویت شود فضای دلم

 

کمال خبط بود گر نبینمت در خواب
بود قصور من و هست این خطای دلم

 

چو خنده های تو را آورم به خاطر خویش
رود ز خاطر من بغض و گریه های دلم

 

دلم رضا ندهد، گرچه نارضا ز منی
سری بزن که شوی راضی از رضای دلم

 

عنایت تو نصیبم شود به آسانی
نگاه لطف کنی گر، باعتنای دلم

 

امید آتیه و انتظار دیدارت
ز فرط شوق، (جلالی) دهد جلای دلم

 

یزد ـ ۱۳۹۴/۱۱/۳۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *