Menu

بَد اَندیشان

 

 

زبان رمز، حریفان بی زبان دانند
ذوات عارف کم گوی نکته دان دانند

 

به خویش جلب عنایات سرد مهران را
عموم گرم زبانان مهربان دانند

 

حرام گشته به زاهد نشاط روی زمین!
حلال در پس مرگ و در آسمان دانند

 

تمام مرد و زن بد عمل، ز کرده خویش
رضا خلایق و خوش بین و خوش گمان دانند

 

دهی اگر که تذکر گرانفروشان را
چو شخص ناشنوا گوش را گران دانند

 

ستمگران به مکافات هیچ ظن نبرند
صواب خبط خود از جهل، بی گمان دانند

 

مزاحمان بد اندیش، خیل خوبان را
به درک نیک و بد خلق ناتوان دانند

 

ز فرط سادگی و سهل و ممتنع، مردم
چو آب شعر (جلالی) به جو، روان دانند

 

یزد ـ ۱۳۹۴/۱۲/۰۲

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *