هر چه کردم نکند یار به من ناز نشد
راه دیدار دگر بار شود باز نشد
هر چه کردم نکند ترک ملاقات و کند
شیوه سابق دیدار خود آغاز نشد
تا شود فاصله دیدن رویش کوتاه
نشود غیبت او فاصله انداز نشد
خواستم فکر و خیالش کنم از سر بیرون
مرغ فکرش ز سرم مایل پرواز نشد
خانمانم ز سر وصلت او رفت به باد
کوکِ این ساز هماهنگ به آواز نشد
ایستادم به سر راهش و آن خوشرفتار
با من آن یار دهان دوخته دمساز نشد
با همه سعی (جلالی) به سخن پردازی
غزلم چون غزل حافظ شیراز نشد
یزد ـ ۱۳۹۴/۱۲/۰۵
