Menu

مَرد و رِندان

 

 

ماه من روی از این بیش، به اغیار مده
بیش از این سینه مکن پیش و به تیمار مده

 

مرد و رندان، همگی طالب دیدار تو اند
وعده را نیک بیندیش و به دیدار مده

 

چه بسا بهر ملاقات تو اصرار کنند
قول دیدار خوش خویش به یکبار مده

 

همچنان سایه دیوار خرابند، تو هم
تکیه چون نیک ندانیش به دیوار مده

 

خوب رویان چه بسا، خیل بد اندیشانند
روی خوش ای مه خوش کیش به رخسار مده

 

روی هر ماه وش زهره جبین چون روز است
بی سبب دیده به موی چو شب تار مده

 

باقی عمر (جلالی) تو هم این گونه ز دست
بی سبب تا که توانیش به اشعار مده

 

یزد ـ ۱۳۹۴/۱۲/۲۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *