Menu

ای کاش

 

 

دیدم و کاش که می دیدم در خوابش باز
نرگس مستش و آن ابروی محرابش باز

 

دیدمش خرم و خندان شب دوشین در خواب
بینمش کاش به بیداری و شادابش باز

 

رسم عشاق تواضع بُوَد، آن یار کجاست؟
تا مراعات کنم رسمش و آدابش باز

 

تا شود باز در دوستی و صحبت او
با زبان بازی و تعریف کنم بابش باز

 

گر رسد دست به آن زلف درازش روزی
می کنم آن گره و پیچ و خم و تابش باز

 

می کنم یک نگه کامل و می بندم چشم
لحظه ای بعد کنم لب پی آدابش باز

 

اینهمه خواسته، موکول بر این است که تا
بتواند که (جلالی) کند ابوابش باز

 

یزد ـ ۱۳۹۵/۰۱/۳۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *