مویِ تو محاسن است بر روی
کوتاه مَکُن محاسنِ موی
این رشته سری دراز دارد
بر گرد سر تو گشته هر سوی
بر سینه بی حفاظ، گوئی:
چون پرده محافظ است بر گوی
رویِ تو به زیر ابر زلفَت
ماهی ست به زیرِ طاقِ اَبروی
این ماه به سانِ مِهر تابَد
در جِلوَه گَری به بَرزَن و کوی
در کویِ توایم معتکِف حال
راهی که به سویِ ماست می پوی
تا اَشکِ (جلالی) آوری بَند
از جویِ دو دیدَه، یارِ دِلجوی
یزد ـ ۱۳۹۵/۰۴/۲۸
