Menu

معمار کاینات

 

 

تا به دل نقشِ جمالِ تو بر آلام افتاد
در رهید از غم و از دلهره، آرام افتاد

 

توئی آن زنده جاوید که از روز ازل
تا ابد مهر تو در جان و دلِ عام افتاد

 

کُن، پدید آور مخلوق از آغازین بود
بودَنی ها همه از باشِ تو انجام افتاد

 

این همه بارِقه از روشَنیِ طلعتِ تُست
پرتوِ روی تو در آینهِ جام افتاد

 

نور با ظلمَت اگر جلوه گر روز و شب است
از اِشاراتِ تو در گردشِ اَیّام افتاد

 

صالحان را به سماوات و به جَنّاتِ نَعیم
وَعده و ذِکرِ رسول تو به پیغام افتاد

 

صالح اَر رویِ زمین کامرَوا بود به عمر
دوزَخش وَعدهِ عقبا و چه ناکام افتاد

 

صالح ار نیست (جلالی) بِبَرَش سوی بهشت
طالبِ عَفوِ تو اَندر طمعِ خام افتاد

 

یزد ـ ۱۳۹۵/۰۵/۰۲

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *