گاه آن بالا بلا را گشته پیدا می کنم
چشم را بر قد سروش سوی بالا می کنم
بعد از آن گر سر و قدی یا گلی بینم به باغ
تا نرنجد آن پری رخسار، حاشا می کنم
دلبران دیگری هم، همزمان دارم سراغ
لیک در دیدارشان امروز و فردا می کنم
این پری رخسار خوشرفتار، چیز دیگری است
گر نه بینم روی ماهش بانگ برپا می کنم
گر نه بینم روی ماهش را ز فرط درد و غم
تا شوم آرام و نوشم، می به مینا می کنم
لیک اگر بینم یتیمی، بخشم از فرط نشاط
مال خود را رایگان، این گونه سودا می کنم
آن زمان دیگر (جلالی) جای شکرست و سپاس
شکر بی حد و سپاس ذات یکتا می کنم
یزد ـ ۱۳۹۵/۰۷/۱۷
