کاش دیدارِ دلارام میّسر میشد
دیده از پرتوِ آن ماه مُنّوَرْ میشد
از سویِ گیسویِ او کاش صبا میآورد
سویِ ما بویِ خوش و خانه معطَّرْ میشد
مِهرْ آن ماه جَبین گر چه به دل دارد جای
گر خودش در بَرِ ما بود چه بهتر میشد
یا اگر سایهِ او بر سرِ ما میاُفتاد
مِهرِ آن ماه جَبین چند برابر میشد
بانگِ اَحسنتِ مَلکْ نیز در آن حالْ بلند
میشد از عرش و از آن گوشِ فلک کَرْ میشد
حال و روزِ من بیچاره از این بهتر بود
رَحْم اگر صدرنشینِ دلِ دلبر میشد
(میشد) یْها که (جلالی) شده در شعرْ ردیف
چون (نمیشد)، به دلمْ ضربهِ خنجر میشد
یزد – ۱۳۹۳/۲/۱۴
