Menu

غزل شماره ۵۲

51

۱- منم که گوشه میخانه خانقاه من است
دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است
۲- گرم ترانه ی چنگ صبوح نیست چه باک
نوای من به سحر آه عذرخواه من است
۳- ز پادشاه و گدا فارغم به حمدالله
کمین گدای در دوست پادشاه من است
۴- غرض ز مسجد و میخانه‌ام وصال شماست
جز این خیال ندارم خدا گواه من است
۵- مگر به تیغ اجل خیمه برکنم ور نی
رمیدن از در دولت نه رسم و راه من است
۶- از آن زمان که بر این آستان نهادم روی
فراز مسند خورشید تکیه گاه من است
۷- گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ
تو در طریق ادب کوش و گو گناه من است