Menu

غزل شماره ۱۰۰

99

۱- تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد
۲- سلامت همه آفاق در سلامت توست
به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد
۳- کمال صورت و معنی ز یمن صحّت اوست
که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد
۴- بدین چمن چو درآید خزان به یغمایی
رهش به سرو سهی قامت بلند مباد
۵- در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد
مجال طعنه بدبین و بدپسند مباد
۶- هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند
به جز بر آتش غم، چشم او سپند مباد
۷- شفا ز گفته شکّرفشان حافظ جوی
که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *