| ۱- | مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد |
| نقش هر پرده که زد راه به جایی دارد | |
| ۲- | عالم از ناله عُشّاق مبادا خالی |
| که خوش آهنگ و فرح بخش صدایی دارد | |
| ۳- | پیر دُردی کش ما گر چه ندارد زَر و زور |
| خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد | |
| ۴- | محترم دار دلم کاین مگس قندپرست |
| تا هواخواه تو شد فرّ همایی دارد | |
| ۵- | از عدالت نبود دور گَرَش پُرسد حال |
| پادشاهی که به همسایه گدایی دارد | |
| ۶- | اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند: |
| درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد | |
| ۷- | ستم از غَمزه میاموز که در مذهب عشق |
| هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد | |
| ۸- | نغز گفت آن بت ترسا بچه باده فروش |
| شادی روی کسی خور که صفایی دارد | |
| ۹- | خسروا حافظ درگاه نشین فاتحه خواند |
| وز زبان تو تمنّای دعایی دارد |
