Menu

غزل شماره ۱۲۹

128

۱- چو باد عَزم سر کویِ یار خواهم کرد
نفس به بوی خوشش مُشکبار خواهم کرد
۲- هر آب و روی که اندوختم ز دانش و دین
نِثار خاکِ ره آن نگار خواهم کرد
۳- به هرزه بی مِی و معشوق عُمر میگذرد
بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد
۴- چو شمع صبحدمم شُد ز مِهر او روشن
که عُمر در سر این کار و بار خواهم کرد
۵- به یاد چشمِ تو خود را خراب خواهم ساخت
بنای عهدِ قدیم استوار خواهم کرد
۶- صبا کجاست که این جانِ خون گرفته چو گُل
فدای نکهتِ گیسویِ یار خواهم کرد
۷- نفاق و زرق نبخشد صفایِ دل حافظ
طریقِ رندی و عشق اختیار خواهم کرد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *