Menu

غزل شماره ۱۳۳

132

۱- رو بر رهش نهادم و بر من گُذر نکرد
صد لُطف چشم داشتم و یک نظر نکرد
۲- سیل سرشکِ ما ز دلش کین به درنبرد
در سنگِ خاره قطره باران اثر نکرد
۳- یا رب تو آن جوان دلاور نگاه دار
کز تیر آهِ گوشه نشینان حذر نکرد
۴- ماهی و مرغ دُوش نخُفت از فغان من
وان شوخ دیده بین که سر از خواب برنکرد
۵- میخواستم که میرَمَش اندر قدم چو شمع
او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد
۶- جانا کدام سنگدل بی کفایت است
کو پیش زخمِ تیغ تو جان را سپر نکرد
۷- کلکِ زبان کشیده حافظ در انجمن
با کس نگفت راز تو تا ترکِ سر نکرد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *