Menu

غزل شماره ۱۴۱

140

۱- بَریدِ باد صبا دوشم آگهی آورد
که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد
۲- به مطربانِ صبوحی دهیم جامه چاک
به این نوید که باد سحرگهی آورد
۳- بیا بیا که تو حورِ بهشت را رضوان
بدین جهان ز برای دل رهی آورد
۴- همی رویم به شیراز با عنایت دوست
زهی رفیق که بختم به همرهی آورد
۵- به جبر خاطر ما کوش کین کلاه نمد
بسا شکست که با افسر شهی آورد
۶- چه ناله ها که رسید از دلم به خرگهِ ماه
چو یاد عارض آن ماه خرگهی آورد
۷- رساند رایت منصور بر فلک حافظ
که التجابه جناب شهنشهی آورد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *