| ۱- | هر که شد محرم دل در حرم یار بماند |
| وانکه این کار ندانست در انکار بماند | |
| ۲- | اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن |
| شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند | |
| ۳- | صوفیان واستدند از گِروِ می همه رخت |
| دلق ما بود که در خانه خمّار بماند | |
| ۴- | خرقه پوشان دگر مست گذشتند و گذشت |
| قصّه ماست که در هر سر بازار بماند | |
| ۵- | هر می لعل کز آن دست بلورین ستدم |
| آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند | |
| ۶- | جز دل من کَز ازل تا به ابد عاشق رفت |
| جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند | |
| ۷- | گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس |
| شیوه او نشدش حاصل و بیمار بماند | |
| ۸- | از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر |
| یادگاری که درین گنبد دوّار بماند | |
| ۹- | داشتم دلقی و صد عیب مرا می پوشید |
| خرقه رهن می و مطرب شد و زُنّار بماند | |
| ۱۰- | در جمال تو چنان صورت چین حیران شد |
| که حدیثش همه جا بر در و دیوار بماند | |
| ۱۱- | به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی |
| شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند |
