Menu

غزل شماره ۱۹۱

189

۱- دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند
پنهان خورید باده که تعزیر میکنند
۲- گویند رمز عشق مگویید و مَشنوید
مُشکل حکایتی ست که تقریر میکنند
۳- ناموس عشق و رونق عشّاق می برند
منع جوان و سرزنش پیر می کنند
۴- ما از برون در شُده مغرور صد فریب
تا خود درونِ پرده چه تدبیر می کنند
۵- تشویش وقت پیر مغان میدهند باز
این سالکان نگر که چه با پیر می کنند
۶- صد ملکِ دل به نیم نظر می توان خرید
خوبان درین معامله تقصیر می کنند
۷- قومی به جدّ و جهد نهادند وصل دوست
قومی دگر حواله به تقدیر می کنند
۸- فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
کاین کارخانه ییست که تغییر می کنند
۹- می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر می کنند

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *