Menu

غزل شماره ۲۸۱

277

۱- بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع
شمع خاور فکند بر همه اطراف شعاع
۲- برکشد آینه از جیب افق چرخ و در آن
بنماید رخ گیتی به هزاران انواع
۳- در زوایای طربخانه جمشید فلک
ارغنون ساز کند زهره به آهنگ سماع
۴- چنگ در غلغله آید که کجا شد منکر
جام در قهقهه آید که کجا شد منّاع
۵- وضع دوران بنگر ساغر عشرت برگیر
که به هر حالتی اینست بهین اوضاع
۶- طرّه شاهد دنیا همه بندست و فریب
عارفان بر سر این رشته نجویند نزاع
۷- عمر خسرو طلب ار نفع جهان می طلبی
که وجودیست عطابخش کریم نفّاع
۸- مظهر لطف ازل روشنی چشم اَمَل
جامع علم و عمل جان جهان شاه شجاع
۹- حافظ ار باده خوری با صنمی گلرخ خور
که از این به نبود در دو جهان هیچ متاع

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *