Menu

غزل شماره ۲۸۹

285

۱- خوش خبر باشی ای نسیم شمال
که به ما می رسد زمان وصال
۲- قِصَهُ العِشقِ لَا انفِصامَ لَها
فُصِمَت ها هنا لِسانُ القال
۳- مالِسَلمی وَ مَن بِذی سَلَم
اَینَ جَیراننا وَ کَیفَ الحال
۴- عَفَتِ الدّارُ بَعدَ عافیه
فَاسئَلوا حالَها عَنِ الاَطلال
۵- فی کمالِ الجَمال نِلتَ مُنَی
صَرّفَ الله عَنک عَین کَمال
۶- یا بَریدَ الحِمی حَماکَ الله
مَرحَبا مَرحَبا تَعال تَعال
۷- عرصه ی بزمگاه خالی ماند
از حریفان و جام مالامال
۸- سایه افکند حالیا شب هجر
تا چه بازند شبروان خیال
۹- ترک ما سوی کس نمی نگرد
آه ازین کبریا و جاه و جلال
۱۰- حافظا عشق و صابری تا چند
ناله ی عاشقان خوشست بنال

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *