Menu

غزل شماره ۲۹۵

291

۱- ای رُخت چون خُلد و لَعلَت سَلسَبیل
سلسبیلت کرده جان و دل سبیل
۲- سبزپوشان خَطَت بر گرد لب
همچو حورانند گِرِد سلسبیل
۳- ناوک چشم تو در هر گوشه  یی
همچو من افتاده دارد صد قتیل
۴- یا رب این آتش که بر جان منست
سرد کن آن سان که کردی بر خلیل
۵- من نمی یابم مجال ای دوستان
گر چه دارد او جمالی بس جمیل
۶- پای ما لنگ است و منزل بس دراز
دست ما کوتاه و خرما بر نخیل
۷- حافظ از سرپنجه عشق نگار
همچو مور افتاده زیر پای پیل
۸- شاه عالم را بقا و عزّ و ناز
باد و هر چیزی که باشد زین قبیل

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *