| ۱- | خیال روی تو در کارگاه دیده کشیدم |
| به صورت تو نگاری نه دیدم و نه شنیدم | |
| ۲- | امید خواجگیم بود ، بندگی تو جستم |
| هوای سلطنتم بود ، خدمت تو گزیدم | |
| ۳- | اگر چه در طلبت همعنان باد شمالم |
| به گرد سرو خرامان قامتت نرسیدم | |
| ۴- | امید در شب زلفت به روز عمر نبستم |
| طمع به دور دهانت ز کام دل ببریدم | |
| ۵- | به شوق چشمه نوشت چه قطره ها که فشاندم |
| ز لعل باده فروشت چه عشوه ها که خریدم | |
| ۶- | ز غمزه بر دل ریشم چه تیر ها که گشادی |
| ز غصّه بر سر کویت چه بارها که کشیدم | |
| ۷- | ز کوی یار بیار ای نسیم صبح غباری |
| که بوی خون دل ریش از آن تراب شنیدم | |
| ۸- | گناه چشم سیاه تو بود و گردن دلخواه |
| که من چو آهوی وحشی ز آدمی برمیدم | |
| ۹- | چو غنچه بر سرم از کوی او گذشت نسیمی |
| که پرده بر دل خونین به بوی او بدریدم | |
| ۱۰- | به خاک پای تو سوگند و نور دیده حافظ |
| که بی رخ تو فروغ از چراغ دیده ندیدم |
