Menu

غزل شماره ۳۵۱

346

۱- ما پیش خاک پای تو صد رو نهاده ایم
روی و ریای خلق به یک سو نهاده ایم
۲- طاق و رواق مدرسه و قال و قیل فضل
در راه جام و ساقی مه رو نهاده ایم
۳- هم جان بدان دو نرگس جادو سپرده ایم
هم دل بدان دو سنبل هندو نهاده ایم
۴- ما ملک عافیت نه به لشکر گرفته ایم
ما تخت سلطنت نه به بازو نهاده ایم
۵- تا سِحرِ چشم یار چه بازی کند که ما
بنیاد بر کرشمه جادو نهاده ایم
۶- در گوشه امید چو نظّارگان ماه
چشم طلب بر آن خم ابرو نهاده ایم
۷- بی ناز نرگسش سر سودایی از ملال
همچون بنفشه بر سر زانو نهاده ایم
۸- گفتی که حافظا دل سرگشته ات کجاست
در حلقه های آن خم گیسو نهاده ایم

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *