Menu

غزل شماره ۳۶۲

357

۱- دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
سخن اهل دلست این و به جان بنیوشیم
۲- نیست در کس کرم و وقت طرب میگذرد
چاره آن است که سجّاده به می بفروشیم
۳- خوش هوایی ست فرح بخش خدایا برسان
نازنینی که به رویش می گلگون نوشیم
۴- ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنرست
چون ازین غصّه ننالیم و چرا نخروشیم
۵- گل به جوش آمد و از می نزدیمش آبی
لاجرم ز آتش حرمان و هوس میجوشیم
۶- میکشیم از قدح لاله شرابی موهوم
چشم بد دور که بی مطرب و می مدهوشیم
۷- حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما
بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *