Menu

غزل شماره ۳۸۰

375

۱- صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن
دور فلک درنگ ندارد شتاب کن
۲- زآن پیشتر که عالم فانی شود خراب
ما را ز جام باده گلگون خراب کن
۳- خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد
گر برگ عیش می طلبی ترک خواب کن
۴- روزی که چرخ از گل ما کوزه ها کند
زنهار کاسه سر ما پر شراب کن
۵- ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم
با ما به جام باده صافی خطاب کن
۶- کار صواب باده پرستی ست حافظا
برخیز و روی عزم به کار صواب کن

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *