Menu

غزل شماره ۳۸۷

382

۱- شراب لعل کش و روی مه جبینان بین
خلاف مذهب آنان جمال اینان بین
۲- به زیر دلق مُلمّع کمندها دارند
درازدستی این کوته آستینان بین
۳- به خرمن دو جهان سر فرو نمی آرند
دماغ و کبر گدایان و خوشه چینان بین
۴- گره ز ابروی مشکین نمی گشاید یار
نیاز اهل دل و ناز نازنینان بین
۵- حدیث عهد محبّت ز کس نمی شنوم
وفای صحبت یاران و همنشینان بین
۶- اسیر عشق شدن چاره خلاص من است
ضمیر عاقبت اندیش پیش بینان بین
۷- کدورت از دل حافظ ببرد صحبت دوست
صفای همّت پاکان و پاک دینان بین

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *