ملت ارمنی قرن ها قبل از ظهور حضرت مسیح در ارمنستان به صورت مستقل و متشکل مستقر و به زبان ( گرایار ) متکلم بوده و با حضور حضرت مسیح دین آن حضرت را پذیرا شدند.
در قرن پنجم میلادی دارای الفبای ثابت و مخصوص به خود شده و این امر پایه گذار ادبیات و نوشته های ارمنی گردید.
هر چند که ادبیات مستقل ارمنی از ۲۰ قرن قبل سابقه متکی به مدرک دارد لیکن ملت ارمنی تا قرن پنجم میلادی غالباً دارای ادبیات عامیانه و فولکلور بوده و تنها پس از اختراع الفبای ارمنی بود که این ملت شعرای زیادی را در دامان خود پرورش داد.
تحولات کلی ملت ارمنی در قرن ۱۸ و ۱۹ به وقوع پیوست در این دوره شعرایی مانند ( خاچاطور آبوویان ) برخاستند که به زبان مردمی شعر سروده زبان و ادبیات ارمنی را تحول بخشیدند و بدین طریق زبان گفتار و نوشتار و ادبیات ملت ارمنی یکی شد و به سبب این که این ملت از یک ضلع به اروپا تکیه داشت رواج شیوه های هنری اروپا در ادبیات آن ها تأثیر بسزایی گذاشت .
عامل با اهمیت دیگری که در همه ی شئون زندگانی ارمنی ها به ویژه در ادبیات آن ها تأثیر گذارد قتل عام ارمنستان به دست سلاطین آل عثمان است.
این قتل عام نه یک بار نه دو بار بلکه فزون از ۲۵ مرتبه تقریباً معادل ۱/۵ میلیون نفر از ارامنه را به جرم مسیحی بودن با شقاوت هر چه تمام تر به دیار عدم فرستاد .
این کشتارهای وحشیانه که به دست عثمانیان انجام می گرفت چیزی نیست که بشریت به ویژه ملت ارمنی به این زودی ها آن را به دست فراموشی سپارد .
سلاطین آل عثمان به حق از بی رحم ترین و جانی ترین حکام تاریخ بشریت بودند و جنگ های ششصد ساله ی آن ها با ایران با بی رحمی ها و تجاوز و عهد شکنی ها همراهست در طول مدتی که این جلادان به کشتار ارامنه دست می زدند مردم ایران به حمایت از ارامنه برخاسته آن ها را در کنف حمایت خود گرفتند و این خود عاملی بود که آتش دشمنی را در میان سلاطین دو کشور بیشتر دامن می زد .
باری شعرای ارمنی زبان پس از قتل عام ارمنیان به دست سلاطین عثمانی دارای اشعار جانسوز و روح گداز بوده چه بیشتر آن ها یا شخصاً شاهد و ناظر کشتار ملت خود بودند و یا جزء اسرا و شهدا هستند .
اولین باری که من ترجمه یک شعر ارمنی را از زبان یکی از دانشجویان ارمنی در دانشگاه تهران شنیدم، شیفته و علاقمند به آگاهی بیشتری از شعر و ادب ارمنی و سابقه ادبیات آن ها شدم و به تدریج تا آن جا که در استطاعت من بود نمونه هایی اکثراً از اشعار شعرای مشهور ارمنی زبان را که توسط آقای دکتر هراند قوکاسیان استاد کرسی زبان و ادبیات ارمنی دانشکده ی ادبیات دانشگاه اصفهان به فارسی ترجمه شده بود به شعر فارسی برگردان نمودم که به تدریج در مجله ی ادبی باغ صائب منتشر شد و به طوریکه همکار محترم آقای دکتر هراند قوکاسیان در نامه ای به اینجانب نوشتند این برگردان ها مورد توجه ارامنه و مردم ارمنستان واقع و در رادیوی محلی آن ها پخش گردیده است .
باشد که این وسیله ای برای پیوند هر چه بیشتر ادبیات فارسی و ارمنی به ویژه در دوران معاصر باشد .
در پایان لازم است از همکار عزیزم قوکاسیان که لطف فرموده و ۲ جلد از کتاب های خود به نام ( آنوش ) و ( کرونگ ) را در زمان انتشار برای اینجانب ارسال فرموده اند سپاس گزاری نمایم .
دکتر عبدالحسین جلالیان
