Menu

آواره

آواره

ترجمه ی فارسی شعر آواره
از دنیا شکوه ای ندارم، گلایه ای ندارم، نه اینست که همه در رنجند
رنجند همه نالانند در این زندان نافرجام:
چسان و کرا نیایش کنم. آه همه چون من بی سلاحند و همه آواره
**
رستگاری را تنها یک راهست و بیش از این نیست:
دوست داشتن جاودانه، سوختن و پیوسته دردمند بودن.
تنها یک شادمانی وجود دارد که گرانبها و ایده آلست:
بی سلاح بودن و آواره زیستن و پیوسته رنج کشیدن.
**
ای کاش به دنیا نمی آمدم نمی شنیدم.
نغمه های بی ریای چوپانان را، کلمات مقدس مادری را و
نمی دیدم سیمای زیبای دلبرم را و دنیای زیبا را.
ای کاش به دنیا نمی آمدم نمی شنیدم نمی دیدم نمی مردم

آواره

 

شکوه ار دهر ندارم زیرا

همه رنجور و همه نالانند

زیرا این چرخ و در این محبس تنگ

وز کسانی که در این زندانند

بستایم چه کسی را و چسان؟

که چنان من همه سرگردانند

 

رستگاری و سعادت طلبی

یک ره منحصر آن دارد و بس

آن ره عاشقی و شیدائیست

جاودان سوختن از عشق و هوس

شادی منحصر دهر این است:

درد آوارگی و رنج قفس

 

کاشکی نا مده بودم به جهان

تا به گوشم نرسد نغمه ساز

نی چوپان و نوای مادر

دیدن دلبر و دنیای مجاز

من نبودم اگر این دید و شنید

خود نمی ماند و نمی مردم باز

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *