Menu

سرنوشت

سرنوشت

ترجمه ی فارسی شعر سرنوشت
سرنوشت مرا همچون جامی بر دست گرفته است شراب در جامم شعله می زند، مردمک بلورین دیدگانم الوان نور را می رقصاند
**
من شراب زندگیم، دریای سرورم، جویبار بهاریم غرق در سبزه قفس طلایی هزار دستانم، خداوند ستارگان درختان و مورچگانم
**
سرنوشت همچون جام مرا بر سر دست می گیرد و عطش پوچ دیرین خود را از من سیراب می کند.تا چون سرمست شود مرا به ماه بکوبد.

سرنوشت

 

تا دست سرنوشت سفال تن مرا

چون جام کرده بر زبر خویشتن بلند

بر آتش شراب حیات درون جام

رقصد مدام مردم چشمم چنانن سپند

 

من کیستم؟ شراب حیاتم به جام تن

بحر سرور و هر بهارم به سبزه زار

امروز جسم من قفسی شد برای روح

فردا بود غذای درختان و مور و مار

 

این سرنوشت جام سفال تن مرا

چرخاند از هوس به سر انگشت چون نگین

نوشد از آن شراب و چو سیراب و مست شد

بی اختیار می زندش سخت بر زمین

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *