Menu

تکیه بر یک پا

بر-یک-پا

ترجمه ی فارسی شعر تکیه بر یک پا
در نیزار مه آلود جمجمه ام امروز یادگاری همچون ماهی خوار بر یک پا ایستاده است.
**
در حالی که منقارش بر سینه ی سپیدش تکیه داده است و آن گاه که با انگشتم به او اشاره کردم، نالید
**
بال های عظیمش را گشود و به آرامی همچون کسی که بی خیال خمیازه می کشد هوای اطراف را بارها پارو زد
**
و آن گاه جهت منقارش را در پیش گرفت و به سوی بن بست تیره ی نیزاران روانه شد.
لحظه ای چند لحظه ای طولانی خش خش پروازش که به خاموشی می گرایید در حرکت و پرواز بود.

تکیه بر یک پا

 

لای نیزار گرم جمجمه ام

یادگاری چو مرغ ماهی خوار

دیر بازیست جا گرفته و حال

روی یک پای خود گرفته قرار

 

تکیه بر سینه داده منقارش

خفته در عالم خیال و سکوت

تا به سویش اشارتی کردم

باز آمد ز عالم ملکوت

 

ناله ای کرد و بال و پر گسترد

همچو خمیازه ای به آرامی

بال زد در هوای خاطر من

یادگاری ز دور ایامی

 

باز در امتداد منقارش

رفت تا دور دست این نیزار

لحظه ای چند ماند در گوشم

خش خش بال مرغ ماهی خوار

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *