ترجمه ی فارسی شعر از شراب لبریز می شود
ماه چونان کوره ای سیمین بر سر بید مجنون فرو نشسته است و بید مجنون، پنداری دختری زیباست که از کنار جویبار با کوزه ی خود به طرف چشمه سار می رود.
**
در دور دست ها، آبیاری خسته، آوازی از چشمی می زده سر می دهد و آواز دور دست و زلال او رویایی بر رؤیای دهکده می نهد.
**
اما باغبان سر بر خاک نهاده در زیر اختران آرام و فروتن می خوابد، و در رؤیا می شنود که: چگونه دل انگور از شراب لبریز می شود.
از شراب لبریز می شود
ماه بگرفته جا به تارک بید
در دل شب چو تاجی از سیماب
بید مجنون چو دختری زیبا
بر لب جوی پا نهاده در آب
خسته چون دختران کوزه به دست
به لب جوی آب رفته به خواب
دور دست آبیار سر خوش و مست
می برد آب و سر دهد آواز
بانگ رؤیائیش در این دل شب
می دهد مرغ روح را پرواز
می رود از فضای خامش ده
نغمه اش تا به کوه و آید باز
باغبان خفته بر زمین آرام
گوشه ی باغ خود به بستر خاک
خواب بیند که دختر انگور
آب نوشد ز دست مادر تاک
خواب بیند که می شود انگور
در دل خم شراب آتشناک
