Menu

جاده ها

جاده-ها

ترجمه ی فارسی شعر جاده ها

اکنون به کجا روم و کجا آوارگی کنم.وقتیکه همه ی جاده ها به خانه ی تو باز می رسند.

**

خاموشی اشتیاقم در کدامین دور دست هاست.وقتی که یکایک دورها و نزدیک های جاودانه از آن تواند.

**

آن زمان که از هم جدا گشتیم بر آن شدم در روزهای گذران تو را از یاد ببرم. اما چگونه می دانستم که در برابر وزش باد تنها آتش های بی شعله خاموش می شوند.

**

چگونه می دانستم که از دورادور تنها صدای جذاب تست که مرا باز می خواند. و قلب اسیر من، اسیر صدای تو بار دیگر راه خانه ی تو را جستجو خواهد کرد.

**

به کجا روم و کجا آوارگی کنم. وقتیکه همه ی جاده ها به خانه ی تو باز می رسند.

**

خاموشی اشتیاقم در کدامین دور دست هاست. وقتی که یکایک دورها و نزدیک های جاودانه از آن تواند.

 

جاده ها

 

به کجا رو کنم از خانه ی تو

به کدامین طرف آواره شوم

که به هر جاده که پا بگذارم

سوی کوی تو دگر باره شوم

 

کی؟کجا شوق تو خاموش شود؟

در کدامین گذر دور و دراز؟

که همه دوری و نزدیکیها

به تو پایان، ز تو گیرد آغاز

 

در جدایی زتو ، اندیشیدم

که شوی محو و بتدریج از یاد

عشق من آتش افسرده نبود

که زمانش بکُشد زود چو باد

 

آنزمان هیچ نمی دانستم

که فریبای صدایت شده دل

دل پابند نوای تو کند

در سر کوی تو حل مشکل

 

بکجا رو کنم از خانه تو

به کدامین طرف آواره شوم

که به هر جاده که پا بگذارم

سوی کوی تو دگر باره شوم

 

کی؟کجا شوق تو خاموش شود؟

در کدامین گذر دور و دراز؟

که همه دوری و نزدیکیها

به تو پایان، ز تو گیرد آغاز

 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *