Menu

می آیند و میروند

سووپ لئونیان

معروف به (عاشق جیووانی) در ۱۸۴۶ در دهکده کارزاخ گرجستان متولد شد. در کودکی یتیم شد چند سال به مدرسه ی دهکده خود رفته بعداً به شبانی پرداخت در جوانی به جمع ترانه خوانان دوره گرد پیوست و آرام، آرام به شهرت رسید و با بنیان نهادن مکتب جدید ترانه خوانی دوره گردی فصل جدیدی در ادبیات ارامنه گشود. سال های آخر عمر خود را در تفلیس در تنگدستی و فقر سپری و در ۱۹۰۹ وفات یافت.

ترجمه ی فارسی شعر می آیند و می روند

روزهای سخت و ناگوار همچون زمستان ها می آیند و می روند

چه جای نومیدیست، پایان خواهد یافت، می آیند و می روند

دردهای تلخ، بر دوش مردمان، دیری نخواهد پائید

همچون مشتریان، گروه گروه، می آیند و می روند

**

پیش آمدها و هزیمت ها و رنج های ملّت ها

همچون کاروان های جاده ها، می آیند و می روند

دنیا چونان بوستانی است و مردم، گل های آن

بنفشه ها، گل سرخ ها و گل های عطرآمیز می آیند و می روند

**

بگذار نه توانا مغرور گردد و نه ناتوان مغموم

حوادث گوناگون ناپایدار، می آیند و می روند

آفتاب بی خوف و بیم روشناییش را خواهد تراوید

ابرها به سوی شبگیران می آیند و می روند

**

میهن همچون مادر فرزند فهمیده ی خودش را نوازش می دهد

نسل های بی سواد آواره می آیند و می روند

جی یووان، جهان مهمانسراست و جهانیان مهمان

چنین است قانون طبیعت، می آیند و می روند

 

می آیند و می روند

 

غم مخور چون روزهای رنج و آه

همچنان فصل زمستان سیاه

گر چه می آیند آخر می روند

دردها بر شانه گر دارد مکان

 

عاقبت چون مشتری های دکان

گر چه می آیند آخر می روند

رنج های ملّت و جنگ و گریز

چون مکاری های راه صاف و لیز

 

گر چه می آیند آخر می روند

این جهان باغست و مردم چون گل اند

چون بنفشه سرخ گل یا سنبل اند

گر چه می آیند آخر می روند

 

هان مباش ای زورگو مغرور کار

هان مشو ای ناتوان زار و فگار

حادثات دهر نبود پایدار

گر چه می آیند آخر می روند

 

مام میهن می نوازد بی گمان

از همه فرزندها فرزانگان

توده نادان چنان آوارگان

گر چه می آیند آخر می روند

 

(جی یووان) دنیا چنان مهمانسراست

خلق هم مهمان آن بی کمّ و کاست

این ز رمز خلقت و امر خداست

گر چه می آیند آخر می روند

 

یزد ۱۳۶۰/۱۲/۲۶

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *