هوهانس شیراز
H.SHIRAZ
شاعر میهن پرست ارمنستان و متولد سال ۱۹۱۵ میلادی از خانواده ی کارگری فقیری از ارمنستان است که سال ها در یتیم خانه بزرگ شده و شاعری خود ساخته است.اکثر اشعار او در وصف مقام مادر و از زبانی ساده و تشبیهاتی بدیع سرشار است.
ترجمه ی فارسی شعر ترازو
هنگامی که از گاهواره ی اندیشه پای به جهان هستی گذاردم.در دنیای حقیقت تنها عشق مادرم را باز یافتم.
**
ابروانم را شاهین ترازو ساختم و دیدگانم دو کفه آن عشق مقدس مادرم که همان قدر لطیف و ژرف بود که بزرگ، وزن کردم
**
کوه هیمالیا را سنگ ترازو قرار دادم، کفه ی کوه بالا رفت.دریاها را به آن افزودم دیگر بار کفه بالا رفت و همچنان عشق مقدس مادرم سنگین تر نمود.
**
اختران آسمان را به آن افزودم .باز هم عشق مادرم سنگینی بیشتر داشت
**
اما چون عشق تو را، نازنینا عشق تو را به آن افزودم.به یکباره کفه ها به نوسان در آمدند.
**
و آنگاه که از موطن بی کرانم خاک به آن ریختم، هر دو کفه هم سطح شدند و یکدیگر را بوسه زدند.
ترازو
از زمانی که از بطن مادرم
پا نهادم به دنیای هستی
شعله زد در تمام وجودم
آتش عشق مادر پرستی
تا کشم عشق سنگین مادر
تا ببینم چه سنگی کشد این
دیدگان کفه های ترازو
ابروان فرض کردم چو شاهین
کوه هیمالیا وزنه ام شد
کفه ی وزنه ها رفت بالا
هر چه دریاست بر آن نهادم
باز هم کفه بالاست حالا
اختران فلک را نهادم
بر سر کوه و دریا به ناچار
باز هم کفه ی عشق مادر
بس گران تر بود این گران بار
عشق پاک تو را نازنینا
تا نهادم بر آن وزنه ی کل
لرزه در کفه افتاد و شاهین
خواست آید به سوی تعادل
پارسنگ همه سنگ ها شد
عاقبت مشتی از خاک میهن
زین سبب میهن و عشق مادر
گشته هم سنگ در دیده ی من
