Menu

چند رباعي منسوب به حافظ

اي بـاد حـديـث من نهـانش مي گوي

سوز دل مـن بـه صـد زبانش مي گوي

اما نه بــدانسـان كـه ملالـش گـيـرد

مي گو سخني و در ميـانش مي گـوي

٭

مـاهي كـه نـظير خود ندارد به جمال

چون‌ جامه ز تن ‌بركشد آن مشكين‌ خال

در سينـه دلـش ز نــازكي بتوان  ديد

مــانـنـدهِ سـنـگِ خــاره در آب زلال

٭

بـا مـي بـه كـنـار جـوي مي بايد بود

وز غـصـّه كـنــاره جوي  مي بـايد بود

اين مدت  عمر ما چو گـل ده روزست

خـنـدان لب و تـازه روي مي بـايد بود

٭

اول بـــه وفـــا مـي وصـالــم در داد

چـون مست شـدم جام جـفا را سر داد

پــر آب دو ديــده  و پــر از آتش دل

خــاك ره او شـدم بــه بـــادم در داد

٭

چشمت كه فـسون و رنگ مي بارد ازو

افسوس كه تيـرِ جـنـگ مي بــارد ازو

بـس زود مـلـول گـشتي از هم نفسان

آه از دل تـو كـه سـنـگ مي بــارد ازو

٭

در بــاغ چـو شـد بــاد صبـا دايهِ گل

بــر بست مشـاطـه وار پـيـرايـهِ گــل

از سايه به خورشيد اگـرت هست امان

خـورشيد رخي طـلـب كن و سايهِ گل

٭

با شاهد شوخ شنگ و بــا بـربط و ني

كـنجي و فــراغتي و يـك شيشـه مي

چون گرم شود ز بـاده مـا را رگ و پي

مـنّت نـبريم يك جـو از حـاتـم طـيّ

٭

اي كـاش كـه بخت سازگــاري كردي

بـــا جــور زمــانـه يــار يـاري كردي

از دست جـوانـيــم چـو بـِرْ بود عنان

پـيـري چـو ركـاب پــايـداري كـردي

٭

ني دولـت دنـيــا  بـه ستــم مي ارزد

ني لــذّت مـسـتـي اش الــم مي ارزد

نــه هفـت  هــزار سالـه شاديِّ جهان

اين محنتِ  هـفـت روزه غــم مي ارزد

٭

هر دوست كه دم زد  ز وفا دشمن شد

هـر پـاك رَوِي كـه بـود تــر دامن شد

گـويند شب  آبستن و اين است عجب

كــو مـرد نديـد از كـه آبـسـتـن شـد

٭

چون غنچـهِ گــل قــرابه پـرداز شود

نــرگس بـه هـواي مي قـدح ساز شود

فــارغ دلِ آن كسي كـه مـانند حباب

هــم در سر مـيـخـانـه سر انـداز شود

٭

چشم تو كه سحر بـابل است استادش

يــا رب كــه فسونهــا برواد از يـادش

آن گوش كه حلقه‌كرد درگوش جمال

آويــزهِ  دُرْ ز نـظــم حــافـظ بــادش

٭

در آرزوي بــــوس و كــنارت مــردم

وز حـسـرتِ لــعــلِ آبــدارت مــُرْدَم

قــصـّه نـكـنــم  دراز، كوتــاه كــنم

بــازآ، بــازآ، كــز  انـتـظــارت مـردم

٭

اي شـرم زده غـنـچـهِ مـسـتـور از تو

حيـران و خـجـل نـرگس مخمور از تو

گُل با تو بـرابـري كـجـا يــا رد كـرد

كـو نــور ز مـه دارد و مـه نـور از تــو

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *