….
۱-آن سفر کرده همان مونس جانست که بود
در سفر یا به حضر، قبله همانست که بود
۲-جای او در دل ما باشد و رو جانب اوست
قبله ماست، در آن جا و مکانست که بود
۳-گر رود یا که بماند نشود عهدم سست
عهد ما محکم و او نیز چنانست که بود
۴-او چنان بود که ما دل به وفایش دادیم
گر چه در سینه ی ما دل نگرانست که بود
۵-عشق من فاش و سمر گشت و شدم شهره ی شهر
میل او جانب ما، سرِّ نهان است که بود
۶-داغ عشقش به جبین دارم و در سینه نهان
آشکارا و نهان این دو نشان است که بود
۷-سخت بر دردکشان می گذرد این ایام
میل ما گر چه همان رطل گران است که بود
۸-به جز از جرعه نبرده ست «جلالی» سهمی
او همان جرعه کش دست و دهانست که بود
