Menu

غزل شماره ۲۰۴

….

۱-آن سفر کرده همان مونس جانست که بود

در سفر یا به حضر، قبله همانست که بود

۲-جای او در دل ما باشد و رو جانب اوست

قبله ماست، در آن جا و مکانست که بود

۳-گر رود یا که بماند نشود عهدم سست

عهد ما محکم و او نیز چنانست که بود

۴-او چنان بود که ما دل به وفایش دادیم

گر چه در سینه ی ما دل نگرانست که بود

۵-عشق من فاش و سمر گشت و شدم شهره ی شهر

میل او جانب ما، سرِّ نهان است که بود

۶-داغ عشقش به جبین دارم و در سینه نهان

آشکارا و نهان این دو نشان است که بود

۷-سخت بر دردکشان می گذرد این ایام

میل ما گر چه همان رطل گران است که بود

۸-به جز از جرعه نبرده ست  «جلالی»  سهمی

او همان جرعه کش دست و دهانست که بود

 

غزل

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *