(بقا) که شاعر یزدی و در خراسانست
برای او سخن سَخته گفتن آسانست
گمان برد که بُوَد : (کُلُّ مَن عَلیها) مان
چنان تخلّص او ، لیک اَصلَحش (فان) است
بلی ز تخم رود ماکیان پیر، ولی
نژادها متنوّع بود، نه یکسان است
به شهر یزد رود دیر ماکیان از تخم
چرا که بهر بقا کوشش دو چندان است
به حفظ دانش و بینش مدام کوشا باش
که در جویدن نان، شرط حفظ دندان است
نمود رَمز بقا فاش از برای (بقا)
(جلالی) آنکه ثنایایِ او ثناخوان است
***
یزد ـ ۱۳۹۰/۶/۱۷
***
سخنور و فاضل و دوست محترم بقا پس از مطالعه چند غزل اخیر در پشت تلفن گفتند :(جلالی)این ماکیان پیر هنوز از تخم نرفته است.
